الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
185
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
آويخته از گهر سپيد دارد . بر سر على تاجى از نور و بر تن او دو حلهء سبز و به دستش لواى حمد و ستايش خواهد بود و جار مىزند كه اشهد ان لا إله الا الله وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله . مردمان مىگويند : اين كسى جز فرشتهيى مقرب ، يا پيامبرى مرسل ، يا از حاملان عرش نخواهد بود . سروشى از بارگاه الهى بانگ بر مىدارد كه اين نه فرشتهء مقرب است و نه نبى مرسل و نه از حاملان عرش . اين على بن ابى طالب است كه وصى رسول پروردگار جهانيان و پيشواى پرهيزگاران و رهبر سپيد چهرگان است . « 1 » ( 1 ) و رسول خدا فرمودهاند : خداوند متعال پنج چيز به من عنايت فرموده است و پنج چيز به على ( ع ) ارزانى داشته است . به من جوامع الكلم داده و به على جوامع العلم ارزانى داشته است . مرا پيامبر و او را وصى قرار داده است . به من كوثر و به او سلسبيل لطف كرده است . به من وحى و به او الهام بخشيده است و مرا شبانه به آسمان برد و براى او درهاى آسمانها و پردهها را گشود . « 2 » ( 2 ) عامر شعبى « 3 » مىگويد : امير المؤمنين على نه گفتار بالبديهه دارد كه چشم بلاغت را خيره ساخته و جواهر حكمت را كم بها كرده است و هيچ كس نتواند كه يكى مانند آن بياورد . سه گفتار از آن در نيايش است و سه گفتار در حكمت و سه گفتار در فرهنگ و ادب . اما آن سه كه در نيايش است ، اين كلمات است : « پروردگارا براى من كمال عزت است كه براى تو بنده باشم و براى من كمال فخر است كه تو پروردگار من باشى . تو چنانى كه من دوست مىدارم . مرا آنچنان كه خود دوست بدارى قرار بده . » اما آن سه كه در حكمت است اين كلمات است : « ارزش هر مرد آن چيزى است كه آن را نيكو بداند . هلاك نشد مردى كه اندازهء خويش را شناخت . مرد زير زبان خويش پنهان است . » و آن سه كه در فرهنگ و ادب است اين كلمات است : « بر هر كس كه مىخواهى بخشش كن تا امير او شوى ، و به هر كس مىخواهى
--> ( 1 ) . نظير اين روايت در صفحهء 123 جلد 13 تاريخ بغداد خطيب ، درگذشتهء 463 قمرى و هم در مناقب اخطب خوارزم ، ص 209 آمده است . م . ( 2 ) . اين روايت در كتاب فضايل و به نقل از آن در بحار الانوار ، ص 159 ، ج 39 ، چاپ آقاى آخوندى آمده است . م . ( 3 ) . عامر بن شراحيل شعبى : از بزرگان تابعين ، متولد 19 و درگذشتهء 103 هجرى كه در بارهء تاريخ مرگش اقوال ديگرى هم گفته شده است . رك . به : تاريخ بغداد ، ص 227 تا 234 ، ج 12 . م .